بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

153

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و موم و روغن زيت سازند پزاننده و سوراخ‌كننده بود و همچنين مرهمى كه از پياز و كرنب پخته و مغز پنبه دانه و خمير ترش و خردل و زبل كبوتر سازند و همچنين مرهم داخليون كه اندر لعاب خردل حل كرده يا صابون و انجير سرشته باشند و همچنين نمك قليات و نوشادر لعاب خردل سرشته و همچنين زرايح سوده و بسرگين بط يا باز سرشته و با روغن كرچك و موم مرهم ساخته و دواهاى اقوى فلغمونى مذكور شد اگر احتياج افتد از انها به كار دارند و هرگاه سوراخ شود چرك و جراحت آن را بمرهمهاى مناسب اصلاح كنند و اگر مريض بعد تنقيه مداومت حب الشفا يا حافظ الصحة نمايد تا ريختن خلط به محل علت و تعفن آن را منع كند و قوت را نگاه دارد و الم را كم سازد و صاحب را از ان آگاهى باشد بهتر بود بلكه واجب باشد و هرگاه بيند كه خراج عظيم افتاده و قوت طبيعت به تمام پخته شدن آن وفا نمىكند و يا بيم آن بود كه به تمام پزانيدن آن آفتى اندر ان عضو تولد كند بايد كه تمام ناپخته آن را بشگافند و مادهء آن را بيرون كنند بتدريج و احتياط نمايند تا آله چرح بعضو شريف كه قابل جراحت نباشد نرسد و آنجا كه ريم تمام رسيده باشد و پوست قوى باشد و بضرورت شگافند بايد كه ريم آن را بدفعات بيرون كنند و نگذرند كه بيك‌دفعه بيرون آيد كه بيم هلاك بود چنانچه سبقت بيان يافت و گاه باشد كه مادهء غالب پخته باشد در محلل علت و جاى آن و صلاح پزانيدن آن جمله نباشد اگر چنانچه لختى بسر تيغ آن را بپاچنند چنانچه در حجامت مىكنند تا لختى ماده آن دفع گردد بيجذب انگاه محلات از مراهم برافگند مناسب بود علق برافگندن بر حوالى علت عظيم نافع آيد و آنجا كه محلل علت از رنگ مقرر نگردد جز علق افگندن و دستكارى چاره نباشد و طريق دستكارى و صلاح آن بجراحان استاد و متعلق بود آنجا كه مزاج اندر باطن باشد هم نخست تنقيه بايد كرد بدستور و غذاهاى لطيف دادن بدستور و تسكين حرارت بچيزهاى معتدل و لعابها نمودن و از چيزهاى سرد كه ماده را خام كند در بودن همچنين محذرات و ترشيها مطلقا دور داشتن مگر كه حرارت غالب بود كه اندك ترشى و خنكى توان داد بعده تدبير پختن ماده كردن به خوردن منضجات و غذاهاى لطيف مناسب مثل كشكاف و شورباهاى نرم كه دارچينى و اسفناج و پياز اندر ان كرده باشند و نخود آب كه كرنب و پياز اندر ان پخته باشند بغايت مناسب بود و همچنين اماج رقيق از آرد جو به اسفناج و زرد چوبه و دنبهء تازه روغن بادام پخته و حسوى كه از آرد جو يا نشاستهء جو و روغن بادام و صمغ عربى سوده سازند بعد پختگى ورم نافع بود و خمر رقيق سپيد اندك‌اندك جهت پخته ساختن ماده